مجموعه های آموزشی جهت تمرین

آموزش تصویری ویولون     آموزش تار     آموزش سه تار     آموزش تصویری و جامع آهنگسازی

آموزش نواختن پیانو           آموزش سنتور         آموزش آواز و تصنیف خوانی

آموزش جامع تصویری گیتار پاپ          آموزش جامع تصویری ریتم نوازی در گیتار

 آموزش ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت استاد محمود کریمی

قویترین نرم افزار نت نویسی موسیقی

طراوت موسیقی- زیباترین موسیقی های بیکلام   بهترین موسیقی های بی کلام جهان

گروه موسیقی سنتی دلنوازان

ا سلام

 

گروه موسیقی سنتی دلنوازان در تلگرام با هدف ترویج نقد و بررسی و معرفی آثار هنرمندان این عرصه مدتی است راه اندازی شده است . لذا از همه علاقمندان و نوازندگان و خوانندگان سنتی برای عضویت و فعالیت دعوت بعمل می آورد.

 

لینک عضویت :

https://telegram.me/joinchat/BgnKFgCYREWgJWJwPJGKCg

 

آموزش و  یادگیری ویولون

اریک لوئیس استاد و نوازنده ویولون، یکی از چیره دست ترین نوازندگان ویولون است که در بسیاری از کنسرت ها حضور داشته است. او موفق ترین معلم ویولونی است که شما می توانید داشته باشید. پس با او به یادگیری ویولون بشتابید و بدون نیاز به هر گونه هزینه برای کلاس های آموزشی، ویولون را در زمانی مطلوب فرا بگیرید.

این مجموعه از سیستم ViolinMasterPro استفاده می کند. ویولون مستر یک سیستم آموزشی کامل برای یادگیری ویولون است. در این سیستم شما به کمک کامپیوتر و همچنین مشاهده ویدئوهای آموزشی، سریع تر از یک کلاس معمولی نوازندگی این ساز زیبا را فرا میگیرید. در این مجموعه علاوه بر ویدئو ها، آکوردها، اسکیل ها، آرپژها و تمارین بسیار متنوعی پیدا می شود تا شما انگیزه و منابع کافی برای ادامه  تمرین، غیر از ساعات کلاس خواهد بود.در مجموعه با متدهای اریک، مرحله به مرحله از ابتدای راه شروع می کنید و مطمئنا خیلی زود پیشرفت می کنید.یکی از مهمترین مسائل در این مجموعه این است که آموزش های اریک بسیار عمومی است و مربوط به سبک خاصی نیست.بنابراین اگر شما نوازنده سنتی، کلاسیک، جاز، راک، فولکلوریک و هر سبک دیگری هستید، آنچه را که نیاز دارید از این مجموعه بدست می آورید.

تمرین گیتار

در هنگام نوازندگی همیشه به انگشتان خود نگاه کنید:
بعد از گذشت چند ماه از نوازندگی گیتار متوجه خواهید شد که در بعضی از حالات ماهیچه های انگشتان شما فشار زیادی را تحمل می کند که باید آن را کنترل کرد تا به نتیحه ی دلخواه مان برسیم.برای رسیدن به این نتیجه ما باید از به کار گرفتن همه ی ماهیچه ها در هنگام نواختن آگاهی داشته باشیم.
منظور همه ی اعضای بدن از کمر به بالا,مخصوصا شانه ها,بازو و انگشتان.شما باید بیشتر اوقات در هنگام تمرین انگشتان خود را نگاه کنید تا بدانید که آنها چه کاری انجام می دهند! نگاه نکردن به انگشتان یکی از مشکلات اساسی اکثر نوازندگان است.با این حال من کتاب های زیادی را ملاحظه کرده ام که نوازندگان را به نواختن بدون نگاه کردن به انگشتان تشویق می کنند.
این کاملا اشتباه است که بگوییم همه ی انگشتان تمام این اعمال را به خاطر می سپارند و به طور خودکار انجام می دهند. اگر شما آن ها را به دقت نگاه نکنید و زیر نظر نداشته باشید شما دقیقا نمی دانید آن ها چه کار می کنند.اگر شما انگشتان خود را درهنگام نوازندگی نگاه کنید مطمئن می شوید آنها کار خودشان را درست انجام می دهند.
خیلی از نوازندگان معتقتند که نگاه کردن به انگشتان در هنگام نوازندگی باعث می شود که به این کار عادت کنیم.غافل از اینکه این نگاه کردن به دلیل حافظه ماهیچه هایی است که باید با چشمان خود به آنها نشان دهیم چه کاری را باید انجام دهند.این عمل مانند این است که دست بچه ی کوچکی را بگیرید و به آرامی به آن راه رفتن را آموزش دهید.
وقتی شما در اولین مقطع تحصیلی خود شروع به یاد گرفتن حروف الفبا می کنید,در ابتدا یاد می گیرید که چگونه مداد را در صفحه های نقطه گذاری شده بچرخانیم تا حروف مورد نظر را بنویسیم.
این کار باعث نمی شود که شما هرگز نتوانید بدون کمک از صفحه های نقطه دار حروف الفبا را بنویسیم,اما این کار باعث می شود که ماهیچه ها را آن طور که میل داریم حرکت کنند,البته ما تمرین های مکرر.البته کسانی هستند که بدون استفاده از صفحه های نقطه دار انگشتان خود را باسختی فراوان مجبور به این کار میکنند.این عمل مانند آموزش شنا با هل دادن شخص در آب است,البته این عمل بعضی از اوقات موثر واقع می شود,ولی فرق آن با نوشتن حروف الفبا این است که ما به شخصی که در آب است نگاه می کنیم تا غرق نشود.
حقیقت این است که شما باید با انگشتان خود مهربان باشید.برای مثال شما در تمرین قطعه ای یکی از نت ها را در هنگامی که از روش Pull Offاستفاده می کنید از دست میدهید.در این تمرین شما باید از انگشت چهارم خود استفاده می کردید ولی به دلیل فشاری که در نت قبلی به آن وارد شده بود نتوانستید به موقع عکس العمل مناسب را انجام دهید.
تنها راه برای رفع این مشکل البته از راه درست, این است که این جمله را چندین بار به خود بگویید: من باید این قسمت از قطعه را به طو مستمر و با سرعت بسیار پایین تمرین کنم تا بتوانم انگشت چهارم خودم را کنترل کنم و به آن یاد بدهم چه کاری را باید انجام دهد.
این بدین معناست که شما این تمرین را باید با سرعت بسیار پایینی انجام دهید.تنها زمانی نگاه کردن به انگشتان اشتباه است که در هنگام شروع برای تمرین قطعه ای هستید,و بدیهی است که حتما باید هر چند دقیقه به آن با دقت نگاه کنید.
به یاد داشته باشید معنای تمرین کردن این است که همه ی اعمال را به درستی انجام دهید.برای همین شما نیاز دارید تا انگشتان خود را در هنگام نوازندگی نگاه کنید تا مطمئن شوید تا کارشان را درست انجام می دهند.و این تنها راهی است که میتوانید به آنها یاد دهید وقتی به آن ها نگاه نمی کنید کارشان را درست انجام دهند.
در پایان باید بگویم که طریقه ی تمرین گیتار کلاسیک امر بسیار مهمی است که نباید از آن غافل باشیم.شما باید قدرت آن را داشته باشید تا بتوانید به انگشتان خود در هنگام نوازندگی تسلط کامل داشته باشید.سعی خواهم کرد با استمرار در ترجمه چنین مقالاتی شما نوازندگان عزیز را کمک کنم.
اگر ۱۰۰۰ بار زمین خوردید ۱۰۰۱ بار بلند شوید.هرچیزی با تمرین امکان پذیر است.

دانلود کتاب آموزش تنبک

نام کتاب :  آموزش تنبک

نویسنده : کریم طاهری

ناشر :  پارس بوک

زبان کتاب :فارسی

تعداد صفحه :  ۶۴

قالب کتاب : PDF

حجم فایل :  ۲,۷۳۰  Kb

توضیحات :  تُمبَک یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است. تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند.

 

ارتفاع در موسیقی

ارتفاع

    اولین خصوصیتی که ما در هر صدا (ی موسیقی) درک می کنیم ، این است که این صدا «زیر» یا «بم» است . ساز فلوت مسلماً اصواتی «زیرتر» از اصوات توبا حاصل می کند . یک خواننده سوپرانو ، نسبت به یک خواننده باس با اصواتی «زیرتر» می خواند ، و یک پسر بچه ، نسبت به زمانی که بالغ می شود ؛ صدائی «زیرتر» دارد . در درک نسبت «زیری» و «بمی» هر صوت نسبت به صوت دیگر ، ما «ارتفاع» آن صوت را باید مورد بررسی و تجربه قرار دهیم .

     ارتفاع صوت در نتیجه سرعت ارتعاش جسمی که تولید کننده آن صوت است ، حاصل و تعیین می شود ، خواه این جسم لرزنده ، یک سیم ، یک میله ، یک ستون هوای بسته ، یک غشاء پوستی یا در واقع هر چیزی که بتواند در هوای محیط خود حرکت و آشوبی ایجاد کند ، باشد . در فیزیک عوامل چندی در تعیین ارتفاع هر صوت نقش دارند : طول یا اندازه جسم لرزنده ، مقدار کشیدگی آن ، ساختمان یا ترکیب آن . مثلاً سیمهای پیانو در درجه های متفاوت سفتی کشیده شده اند ؛ این سیمها به کلفتی ها و طول های مختلف  ساخته می شوند . سیمی که در پیانو بم ترین صوت را حاصل می کند ، بلند ترین وکلفت ترین سیمهاست ، و این سیم با مفتول نازکی از مس پیچیده شده تا قطر آن زیادتر شود . سیم مزبور حدود 30 بار در ثانیه ، با حرکت رفت و آمدی می لرزد . بلند ترین سیم ، که در ثانیه حدود چهار هزار بار نوسان می کند نازکترین ؛ کوتاهترین و سفت ترین سیمها است .

     همین اصول را می توان به سازهای دیگر تعمیم داد . در ازای ستون هوای مرتعش در یک فلوت ، در واقع به وسیله کلیدها ، سوراخ گیرها ، و سوراخهای آن ساز ، که همگی در اختیار نوازنده قرار گرفته اند ، قابل تغییر است . یک ستون هوای کوتاه سریعتر از ستونی درازتر به ارتعاش می افتد . درازترین ستون هوای موجود در فلوت ، هنوز بسیار کوتاهتر از ستون هوائی است که درکنتر فاگوت ، بم ترین ساز ارکستر (ن.ک. به جدول ص 44) ، با طول زیاد لوله پیچیده وخمیده اش ، به ارتعاش در می آید . به همین ترتیب طبل کوچک ، با پوست کشیده تر و کوچکتر خود ، صوتی زیرتر از طبل بزرگ  ، با پوست کلفت تر و شل تر آن ، حاصل می کند . بنابراین منطقی ای است که کوچک ترین ساز در ارکستر ، پیکولو، به همین دلیل حاصل کننده زیرترین صوت میان سازهای دیگر باشد . میان ناقوس ها ، زیرترین (و کوچکترین) آنان را می توان در مشت دست جا داد ، در حالیکه بم ترین (و بزرگترین)  آنها چند تن وزن دارد .

     سازها و بخش های صدای انسان در میدان ، و وسعت صدای خود متفاوتند مثلا ، سراسر میدان صدای فلوت ، بالاتر (زیرتر) از هر صوت حاصل در میدان صدای معمولی کنترفاگوت است . شکل 1/1 میدانها و وسعتهای صدای بخشهای صدای انسان و سازهای تثبیت شده در ارکستر را نسبت به یکدیگر و نسبت به پیانو مقایسه می کند . ببینید که وسعت صدای انسان تا چه اندازه محدودتر از این وسعت در سازهاست ، و نیز صدا و میدان آن در سازها تا چه اندازه متفاوتند . مثلاًً  وسعت صدای کلارینت ، چه از سوی نت های بم و چه نتهای زیر، بزرگتر از وسعت اوبوا است ؛ و وسعت کر بسیار بازتر از وسعت ترومپت است . درک این نکته نیز جالب می نماید ، که بسیاری از سازها دارای تعدادی از نتهای هم ارتقاع هستند ، در واقع بسیاری سازهای مختلف وجود دارند که می توانند نسبت به یکدیگر نتهای هم ارتفاع حاصل کنند .

نقشه 1/1 میدانهای صوتی در بخشهای آوازی  وسازها

اقباس از کتاب دعوت به شنیدن ، نوشته ریچارد- ل .وینک - لوئز- ج . ویلیامز . برگردان به فارسی : پرویز منصوری

بررسی ساختار اجزای ساز سه تار

طول کاسه 22 تا 18 سانتي متر است و عمق کاسه را بين 12 تا 16 سانتيمتر مي گيرند. بر روي کاسه سه تار صفحه نازک چوبي تعبيه مي شود که خرک بر روي آن قرار دارد. در قسمت بالاي صفحه به منظور خروج صدا ، چند سوراخ ايجاد مي کنند. دسته سه تار به ضخامت 5/3 سانتي متره که به وسيله زه باريکي روي آنرا پرده بندي مي کنند و اين پرده بندي دو نوع مي باشد : اصلي و فرعي . پرده هاي اصلي 16 تا هستند و چهارلايي بسته مي شوند. پرده هاي فرعي 8 تا هستد و سه لايي در بين پرده هاي اصلي بسته مي شوند. گاهي جمع پرده ها به 28 هم مي رسه. طول دسته سه تار بين 76 تا 80 سانتيمتره ولي طول دسته از شيطانک به بالا، بين 40 تا 48 سانتي متر هست.

پنجه در قسمت بالاي سه تار قرارگرفته و گوشيها در اين قسمت واقع هستند. طول پنجه در سه تار در حدود 2 سانتي متره.

اسامي سيمهاي سه تار

نام سيمهاي سه تار که اهل فن آنها رو اوتار مي نامند به شرح زير ميباشد:

سيم اول" حاد" يا سيم سفيد از فولاد نازک به قطر تقريبي 20 تا 22 ميکرون ( در حال حاضر با نت دو زير خط حامل کوک مي شه ) که به گوشي آخري روي دسته بسته مي شود.

سيم دوم " زير" يا سيم زرد يا قرمز از برنز نازک به قطر تقريبي 23 تا 25 ميکرون ( در حال حاضر با نت سل زير خط حامل کوک مي شه ) که به گوشي روي دسته نزديک شيطانک بسته مي شود.

سيم سوم" زنگ يا مشتاق" هست به رنگ سفيد ، از فولاد به قطر تقريبي 20 تا 22 ميکرون ( اين سيم در خور مايه آهنگ متغير کوک مي شه ) که به گوشي آخري بغل دسته بسته مي شود. اين سيم را ميرزا محمد تربتي خراساني ملقب به " مشتاق عليشاه" در اوايل عهد قاجار اضافه کرده است.

سيم چهارم " بم" يا سيم زرد يا قرمز از برنز نازک به قطر تقريبي 35 تا 40 ميکرون ( اين سيم نيز در خور مايه آهنگ متغير کوک مي شود ) که به گوشي روي دسته بسته مي شود.

کاسه

کاسه به دو طريق ساخته مي شود: يک تکه و چند تکه.

مرغوبترين نوع آن از چوب توت است که بايستي بدون گره باشه و رگه هاي چوب در اطراف به موازات صفحه قرار گرفته و آبخوري چوب در ته کاسه باشد. ضخامت کاسه بين 3 تا 5 ميلي است که بايستي در قسمت سيم گير ضخيم و در قسمت هاي ديگر نازکتر و نيز طول کاسه در قسمت بالا در حدود 25 و عمق آن 9/12 سانتي متر باشه.

گلوي کاسه در حدود 7 سانتي متر است که به دسته متصل ميشود ( حدود 7 سانتيمتر از کاسه بايد باريک و تقريبا در رديف دسته قراربگيرد) . قسمتي از گلوي کاسه ، در حدود 4 سانتي متر آن ، به وسيله دسته پر مي شود و 3 سانتي متر آن خالي است. داخل کاسه بايد صاف و بدون زوايد باشه. عرض کاسه در حدود 8/13 سانتي متر ميباشد.

دسته

دسته بايد از چوبي انتخاب شود که حداکثر استحکام و حداقل وزن را داشته باشد که معمولا از چوب گردو استفاده مي شود. روي دسته بايد قدري محدب باشد. رنگي که براي دسته به کار مي رود بايد از جنسي باشد که در شرايط مختلف ايجاد چسبندگي نکرده جلاي خود را نيز از دست ندهد. زاويه دسته نسبت به کاسه بايد طوري باشد که وقتي خرک و سيمها روي ساز قرار گرفت، فاصله سيم با سطح زير آن در ناحيه خرک و قسمت گلوي ساز، يکسان نباشد بلکه در ناحيه گلو حدود 2 ميلي متر سيم پايين تر از ناحيه خرک باشد. اين موضوع در انتقال ارتعاشات به صفحه ساز اثر مهمي دارد.

صفحه

صفحه بايد از چوب توت بدون گره که داراي رگه هايي ريز باشد انتخاب شود و رگه ها بايستي به موازات دسته قرار بگيرند ( يعني به موازات سيم) چون رگه ها معمولا از ريز شروع و به تدريج درشت تر مي شوند، بهتر است رگه هاي ريز در پايين و رگه هاي درشت در بالا باشند.

ضخامت صفحه بايد در وسط حدود 2 ميلي متر و در اطراف آن که به کاسه متصل مي شه، حدود 5/0 ميلي متر باشه. صفحه بايد محدب بوده و قسمت وسطش از اطراف در حدود 2 ميلي متر بلند تر باشد.

خرک

خرک را معمولا از چوب شمشاد مي سازند. طول خرک در قسمت بالا حدود 4 سانتي متر است. خرک به شکل سه پايه ساخته مي شه. پايه وسط به صورت منحني يه که حداقل تماس را با صفحه دارد. زاويه هاي خرک بايستي به شکل منحني در بيايند . ارتفاع خرک بايد طوري باشد که در گلوي ساز فاصله سيم با قسمت زير آن حدود 5/2 ميلي متر باشد . شيارهايي روي خرک تعبيه مي کنند که سيم در آنها قرار بگيرد که بايستي حداقل عمق را داشته باشند.

سيم گير

سيم گير رو معمولا از شاخ بز کوهي مي سازند که به شکل بيضي مي باشد و ابعاد آن تاثيري در ساز ندارد، اندازه آن بسته به ذوق سازنده است، و بايد طوري باشد که با ساز تناسب داشته باشد . طول سيم گير مهم نيسيت ولي عرض آن که قرارگاه سيم مي باشد، اهميت دارد.

عرض سيم گير در حدود 8 ميلي متر بيشتر از عرض رويي آن هست ( منظور حداکثر عرض روي دسته است) تا سيم انحراف نداشته و فشار اضافي بر آن تحميل نشود. قسمت بالاي سيم گير که سيمها را نگه مي دارد ، بايستي به چهار قسمت مساوي تقسيم شود و اين تقسيم به وسيله سه شکاف صورت مي گيرد.

شيطانک

جنس شيطانک از عاج يا استخوان هست و گاهي از شاخ بز کوهي هم ساخته مي شود و ممکن است آن رو از چوب هم بسازند . شيارهاي شيطانک نيز مانند شيارهاي خرک بايد حداقل عمق را داشته باشند. ارتفاع شيطانک حداکثر 5/1 ميلي متر هست. بالاي شيطانک که محل موازنه سيم است ، بايد طوري باشد که تماس سيم با شيطانک به حداقل برسد.

گوشي

گوشي بايد از چوب محکم ساخته شود. سر گوشي بايد طوري باشه که براحتي در بين انگشتان قرار بگيره و نيرو را منتقل کند. حالت گوشي در داخل حفره بايد طوري باشد که هم راحت حرکت کند و هم در نقطه دلخواه محکم بايستد.

پرده

پرده بايد ظريف و صاف و محکم باشد. در قسمت پايين دسته چون فاصله پرده ها کم مي شود، بهتر است از پرده نازکتر استفاده شود. پرده قبل از شيطانک بايد محکمتر از پرده هاي معمولي بسته شود. ضمنا دور و نزديک بودن اون به شيطانک، در تنظيم صداي ساز موثر مي باشد. نوازنده ي با تجربه خود ميتواند جاي مناسب آن را پيدا کند.

سوراخهاي صفحه

براي ايجاد صداي بهتر، چند سوراخ روي صفحه لازم است. معمولا ده سوراخ بر روي صفحه مشاهده مي شود که يک سوراخ بزرگتر از بقيه است. شکل و نحوه استقرار سوراخها به سليقه سازنده بستگي دارد

علم موسيقي، هنر نوازندگي

  موسيقي ترکيبي از علم و هنر، بسيار سخت ولي در عين حال ساده است. ساده بدين دليل که ميتوان ساختار يک اثر موسيقي را به اجزاي ريز آن، که همان نُت است، تجزيه کرد و نت به نت، آنرا درک نمود. و سخت از آنرو که همين اجزاي کوچک، ميتوانند در چنان ساختار پيچيده و پر قاعده اي در کنار هم آرايش يابند که درک کامل آن مستلزم دانش موسيقيايي پيشرفته اي باشد. اين پيچيدگي و در عين حال سادگي، سهل ممتنع بودن موسيقي را صحه ميگذارد و بر پر رمز و راز بودن آن ميافزايد. زيبايي موسيقي در اين است که آهنگي با ساختار بسيار ساده و در مقابل، آهنگي با ساختار پيچيده و غني، با يک گوش و يک توانايي شنوايي شنيده ميشوند و گاه همان ساختار ساده بيش از ديگري به دل مينشيند.

 

   شنيدار موسيقي، در سطوح مختلفي صورت ميپذيرد. گاه شنونده، از درک موسيقيايي بسيار معمولي و بدون دانش خاصي از موسيقي، ميباشد و گاه شنونده خبره علم موسيقي ست؛ و طبعا تجزيه و تحليل و درک و برداشت ايندو گروه از موسيقي بسيار متفاوت خواهد بود. لذتي که از شنيدار يک موسيقي دريافت ميشود، به سطح درک ساختار و ترکيب و رنگ آميزي اثر بستگي دارد؛ که بخشي از اين درک بصورت ذاتي در وجود انسان نهادينه شده و بخش ديگرآن با دانش و علم موسيقيايي تکامل مي يابد.

 

   نوازندگي در دنياي موسيقي، مجموعه ايست که در آن دانش موسيقي تبلور مي يابد. در واقع جايگاهي که بتوان علم موسيقي را پياده سازي کرد و آزمود؛ ساز موسيقيايي ست که نواخته ميشود. هر چند صداهاي موجود در طبيعت نيز جزو گستره علم موسيقي قرار ميگيرند ولي تجربه ي تجزيه و تحليل و ترکيب و در واقع آزمودن شيوه هاي علمي آن، بر روي سازها و با هنر نوازندگي اجرا ميشود.

 

   هنر نوازندگي، مجموعه اي از شيوه ها و حرکات و تکنيک هايي ست که باعث نواختن يک ساز ميباشد؛ که اين تکنيک ها به مرور زمان تکامل يافته تا بتوان صدايي به طنين و شدت و رنگ دلخواه از ساز موسيقيايي بدست آورد. هنر نوازندگي، لزوماً مستلزم دانستن کامل علم موسيقي نيست؛ چه بسا نوازندگاني که آشنايي بسيار کمي از ساختار و ترکيب علمي قطعه اي که مينوازند داشته ولي با توجه به هنر نواختن ساز تخصصي خود و قدرت و ظرافت در نواختن آن، به زيباترين و بهترين نحو، آنرا اجرا ميکنند. گاه حتي در موسيقي هاي محلي، که نغمه ها بصورت گوشي و در اصطلاح، سينه به سينه، بدون داشتن نُت خاصي نواخته ميشود، نُت خواني نيز لازم نميباشد. هرچند دانستن دانش موسيقي، و درک چگونگي ساخت يافتن و طرز ترکيب نغمه ها، در نوازندگي بي تأثير نبوده و چه بسا آنرا غني تر نيز ميسازد.

 

   در اين جا شايد پرسشي پيش آيد که چرا گفته ميشود "هنر نوازندگي"؟ مگر نه اين است که نوازندگي مجموعه اي از تکنيکها و شيوه هايي ست که در اثر يادگيري فراگرفته ميشود و مگر فقط ابزار بيان موسيقي نيست؟  در پاسخ ميتوان گفت که هر هنري در ابتدا متشکل از اجزايي ست که با آنها اثري خلق ميگردد؛ خلاقيت، با ترکيب اين اجزاي ابتدايي، از آن اثري منحصر بفرد ميسازد. در نوازندگي نيز، پس از فراگيري روشها و تکنيکهاي نواختن، ميتوان خلاقيت بخرج داد؛ همانگونه که يک نوازنده ميتواند يک قطعه مشخص را به چندين روش متفاوت بنوازد، و عموماً هيچ دو باري مثل هم نمينوازد. درست همانگونه که يک هنرمند موسيقي دان، براي خلق يک اثر از همان اجزاي ابتدايي که نُت ميباشد، استفاده کرده و با جوهر خلاقيت و هنر خويش از آن اثري بي نظير مي آفريند.

عوامل متشکله صوت موسیقائی

عوامل متشکله صوت موسیقائی

موسیقی از صدا ساخته می شود . صداهای موسیقی دارای صفت های قابل اندازه گیری ، مانند «زیر» ، «بم» ، «کشیده (طولانی)» ، «کوتاه» ، «قوی» و «ضعیف» ، و چگونگی های قابل بیان – ولی نه سنجش - مانند «تیره» ، «روشن» ، «خشن» ، «نرم» ... هستند . عوامل مشخصه صوت را می توان به این ترتیب دسته بندی کرد : ارتفاع (زیر و بمی نسبی) ، طنین (رنگ و کیفیت) ، کشش (درازای نسبی) ، و توان (قوت و ضعف نسبی) . اینها عواملی هستند که آهنگساز (خلاق موسیقی) برای بیان منظور خود ، به زبان موسیقائی ، در کنار دسته بندی ها و خصوصیت سازها ، و نیز دسته عوامل دیگر مانند «خط ملودی» ، «طرح و شکل» ، و«رنگ آمیزی صوتی» ، به دانستن آنها نیاز دارد ، همچنانکه نقاش برای بیان هدف  خود احتیاج به تهیه و تدارک عواملی دیگر دارد .

اقباس از کتاب دعوت به شنیدن ، نوشته ریچارد- ل .وینک - لوئز- ج . ویلیامز . برگردان به فارسی : پرویز منصوری

آموزش بستن پرده  سه تار

آموزش بستن پرده سه تار

دوتار


دارای شکمی گلابی شکل و دسته نسبتا دراز است. تعداد 17 تا 20 دستان بر دسته آن بسته می شود. برخی از دوتارهای محلی در نواحی مختلف جنوب فاقد دستان است.
سطح روی شکم چوبی است. تعداد سیم های آن چنانکه از نام ساز بر می آید 2 تا است که به فاصله های مختلف کوک می شوند. طول دسته حدود 60 و مجموعا تمام ساز حدود یک متر است.
وسعت صدای ساز از نت دو تا سل است، با تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی.
دوتار غالبا با انگشت یعنی بدون مضراب نواخته می شود.
این ساز جنبه ای بیشتر محلی دارد و در نواحی جنوب کشور ما بسیار متداول است.

منبع: سازشناسی پرویز منصوری